سلام بچه ها.........حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟
چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟
مجله افتاب ورزشی در قسمت بهشت و جهنم با مسعود یه گفت و گویی انجام داده بود،که گذاشتمش:

بهشت با مسعود شجاعی:
لالیگا:نهایت ارزوی هر فوتبالیستی بازی کردن در لیگ معتبر اسپانیاست،که من نیز خوشبختانه به ان دست یافتم.وقتی در ایران بازی می کردم فقط به فکر حضور در لالیگا بودم و با خودم عهد کرده بودم انقدر باید خوب باشم تا به این ارزو دست یابم.وقتی برای اولین بار خبر پیشنهاد اوساسونا را از جواد نکونام شنیدم،تا صبح خوابم نبرد.
دریبل زدن:من بچه جنوب ایران و جایی که به برزیل ایران مشهور است،هستم و دریبل زدن در خون من است.انقدری که از دریبل زدن بازیکن حریف لذت می برم از گل زدن لذت نمی برم.اما این موضوع در بعضی مواقع به ضررم تمام شده.اما برای من فوتبال بدون دریبل معنا ندارد.
پلی استیشن: از بچگی عاشق بازی های کامپیوتری بخصوص سگا بودم و حالا پلی استیشن جزئی از زندگی ام است.خودم اعتقاد دارم در بین فوتبالیست ها بهترین پلی استیشن باز هستم کمتر پیش امده در این بازی کسی بتواند من را شکست دهد.البته یک نفر است که مدام برایم کری می خواند،ولی تا حالا جرات نداشته با من روبه رو شود.
خوش تیپ بودن: خوش پوشی و خوش تیپ بودن برایم مهم است و اکثر مواقعی که بازی نداریم و تمرینات تعطیل است میتوانید من را در فروشگاه در حال خرید لباس جدیدی پیدا کنید.هر چند بیشتر به خاطر شرایط سنی،بیشتر تیپ اسپورت می زنم،اما در کمد لباس هایم کت و شروار های خوبی هم پیدا می شود.
جاده چالوس: عاشق سفر و تفریح هستم که متاسفانه به خاظر فشردگی تمرینات مسابقات،کمتر چنین فرصتی را به دست می اورم.اما در مواقعی که برای استراحت به تهران باز میگردم حتما راهی جاده چالوس می شوم و از نعمت های فراوان خداوند استفاده میکنم. وقتی این جاده زیبا را با ان همه عظمت میبینم روحیه ی مضاعفی برای ادامه زندگی و فوتبال به دست می اورم.
مادر: عزیزترین کسی که در زندگی ام وجود دارد،مادرم است.به جرات میگویم اگر حالا مسعود شجاعی شدم و فوتبالم به حدی رسیده که در لالیگا و تیم ملی بازی میکنم،نتیجه زحمات مادر فداکاری است که در زمان جنگ طلاهایش را فروخت تا پسرش بتواند در مدرسه فوتبال ثبت نام کند و حالا هر چه دارم،متعلق به اوست.
جام جهانی:بار ها شنیده بودم بازی در جام جهانی لذت دیگری دارد و سخت ترین بازی ها در ان انجام میشود.وقتی در جام جهانی گذشته و در بازی مقابل انگولا برای اولین بار تجربه بازی کردن در جام جهانی را به دست اوردم به این نتیجه رسیدم حضور در این پیکار ها شیرین و جذاب است. امیدوارم دوباره این فرصت را پیدا کنم تا در جام جهانی افریقا با تیم ملی ایران حضور داشته باشم.
جهنم با مسعود شجاعی:
تنهایی:از کودکی از تنهایی متنفر بودم همیشه طوری رفتار می کردم که افراد زیادی در کنارم باشند.اما حضور در اوساسونا باعث شده علاوه بر دوری از خانواده ام عملا تنها باشم و اگر جواد نکونام نبود شاید تا کنون دیوانه شده بودم.از وقتی به اسپانیا رفتم،تازه متوجه اختراع ارزشمند گراهام بل شدم.
بازی با عربستان:درست است که تک گل ایران در بازی حساس مقابل عربستان را زدم ،اما ان روز یکی از تلخ ترین روزهای زندگی ام بود.ما واقعا برتر از حریف بودیم و موقعیت های فراوانی هم برای گلزنی داشتیم که متاسفانه با بد شانسی وارد دروازه حریف نشد،تا ان شکست خانگی تلخ به وجود بیاید. هیچ وقت ان بازی را فراموش نخواهم کرد.
سگ:به شدت از سگ میترسم و از یک فرسخی وقتی صدای پارس ان حیوان را می شنوم پا به فرار میگذارم.واقعا نمیدانم چه طور بعضی ها با این حیوان در یک خانه زندگی میکنند.هیچ موقع نتوانستم این موضوع را درک کنم که چطور این حیوان برای بعضی ها جای فرزند را پر می کند.
دروغ:از دروغ گفتن به شدت بدم می اید و معتقدم ادمی که اولین دروغ را میگوید همینطور مجبور میشود چندین دروغ را پشت سر هم بگوید.اگر در زندگی رک و رو راست باشیم و واقعیت ها را بگوییمهیچ موقع مجبور نمیشویم دروغ های بعدی را بگوییم.خوشبختانه تا کنون برایم پیش نیامده که دروغ بگویم و از دروغ گو ها متنفرم.
جنگ:از جنگ و خونریزی بدم می اید و عاشق صلح و دوستی هستم.باور کنید تا کنون یک بار هم دعوا نکده ام و از اینکه میبینم بعضی کشور های قدرتمند و زورگو به راحتی خون مردم دیگر کشور ها را میریزندناراحت میشوم.دوست داشتم انقدر قدرتمند بودم که اجازه نمیدادم هیچ جنگی شکل بگیرد،اما حیف که این موضوع از اراده من خارج است.
پایان فوتبال:همه زندگی و فکرم فوتبال شده است،حتی در خواب هم فوتبال میبینم.واقعا نمیدانم وقتی فوتبالم تمام شود و مجبور شوم کفش هایم را اویزان کنم،چه بلایی به سرم خواهد امد.بعضی وقت ها ساعت ها به این موضوع فکر میکنم.که تاکنون هم بی نتیجه بوده. این فکر به شدت عذابم میدهد.
حالا برید چند تا عکس ببینید:


اين هم عكس هاي پست هاي قبلي كه باز نميشده...



خب ديگه بچه ها......من رفتم........

باي باي